اشک ها و درد ها رنگها و باز هم رنگها .. اما این روح جوان هنوز پا بر جاست . خداوندا ببین که بنده کوچکت هنوز بر پاهای خود استوار است ... پروردگارا ... جوانه نوپای گل امید ... سخت کار میکند حتی در این بیابان بی آب و علف ... چون تو می خواهی ! چون تو آب و خورشیدش می شوی ... تو برایش دست میزنی و او مست و ترانه خوان همچنان می آید ...می آید و می آید .
او که آنشب به اشکهایش میخندید تو نبودی ...
بی رحمی افکار و طوفان وحشت آینده ... و گل تنهای امید که برهنه و تنها به امید روز آفتاب در آغوش کولاک میخندید ... تو برایش دست میزدی تا از پا نیفتد ...
و او که به خنده هایش هم خندید تو نبودی .
خدایا تو پناه گل امیدی تونگهبان خنده ها و اشکهایش و مهربان ترین در تمام لحظه هایش .... تو در صحرای سوزانش شبنم تازه عشقی .. تو تنها قرص سیمین در این شبهای تاریک اشکی... خداوندا... یاد تو نسیم مهراست سرشار از نوید آزادی....
اکنون گل امید برای دل ترانه تو میخواند ....
خداوندا او که به عاشقانه هایش هم می خندد تو نیستی .
او می خندد تا ریشه هایش بلرزد .... خدایا تو پناه گل امید باش در این خنده بازار تلخ !
ما آدمها همیشه میترسیم و همیشه هم امیدواریم... اما وقتی که به طرف خدا میریم فقط پیروزیه ... شکستی در کار نیست !....
فقط یه نکته:
(( یکی هست که همیشه ما رو میترسونه و به آرمانهای ما میخنده تا ما خودمونو تحقیر کنیم و خودمونو به خنده اون ببازیم ))
باید مواظب این یکی باشیم .
اگه کسی به اشک هامون خندید همونه ... اگه روزی واسه خدا عاشقانه ای گفتیم و کسی خندید همونه .. و اگه روزی به لبخند شوقمون کسی خندید همونه ! مواظبش باشیم !
چون اگه تشخیصش بدیم حقیر و در مانده میشه و خدا از ما فقط همین یه کارو می خواد ! که کار سختیه و آسونم هست !
خدا میگه :
پره بغضم ،پره بارون، پره از توشه ی دردم
توی دفترچه ی شعرم دنبال چشات می گردم
من مسافرم تو جاده باید از تن تو رد شدم
اونقدر گمت کنم تا جای پاهاتو بلد شم
هنوزم در انتظارم هنوزم یه بیقرارم
مثل ابری که اسیره از غم چشات می بارم
تو غزل غزل ترانه توی فصل نا امیدی
تو شب سرد شکستن تو به داد من رسیدی
توی دفترچه ی شعرم دنبال چشات می گردم
من مسافرم تو جاده باید از تن تو رد شد
اونقدر گمت کنم تا جای پاهاتو بلد شم
هنوزم در انتظارم هنوزم یه بیقرارم
مثل ابری که اسیره از غم چشات می بارم
پره بغضم ،پره بارون، پره از توشه ی دردم
توی دفترچه ی شعرم دنبال چشات می گردم
